نویدنو -  کتاب -   رحمان هاتفی  درباره ما -  آرشیو

از همین قلم

 
 
 
 

2018-03-30

نویدنو  10/01/1397

 

 

  • علی رغم تصویری که "امید"سعی دارد به عنوان یک انسان منطقی، مودب، اخلاقی و... از خود ارائه دهد، چارچوب های نظری، ادعاها و رویکردهای او در این نوشته ها نه تنها فکت های  روشنی را در این زمینه ارائه نمی کند، بلکه در برخی موارد پایبندی ایشان به ارزش ها و ویژگی هایی که مدعی آن هستند، را با تردیدهای جدی نیز مواجه می کند.

     

 

"امید" خود را در چه جایگاهی می بیند؟

 نویدنو

پاسخ "نوید نو" به نقد "امید" بر "سند فرازهایی از 76 سال..." که بر اساس بازخوردهای دریافت شده مورد توجه مخاطبان قرار گرفت ، ایشان را به واکنشی قابل انتظار و همراه با نوعی جهت گیری عکس العملی تحت عنوان " گریزِ از پاسخ گویی؛ با طعمِ گَس" واداشت که "نوید نو" ترجیح می دهد به جای استفاده از هر واژه دیگری برای توصیف آن ، به صورت مستدل به آنها بپردازد. با توجه به تکراری بودن مسائل مطرح شده در این نوشته، بدیهی است که از پرداختن دوباره به آنها اجتناب می شود. با این وجود جهت روشن شدن حقایق برای مخاطبین به برخی از موارد مطرح شده در نوشته اخیر پرداخته می شود :  

1-   "امید" ادبیات پاسخ به مقاله خود را رویکردی "چکشی" و "رفتاری نکوهیده و غیر اخلاقی و غیر انسانی" معرفی می کند و جالب آنکه می کوشد تا خود را در مقام سخنگوی "ده ها و صدها کادر حزبی برجسته که کنار گذاشته شده و ناچار به کناره گیری شده اند"، قرار داده و برای تایید نگاه خود می کوشد تا از اسامی "رفقایی مانند عاصمی " استفاده نماید . در حالی که به روی خود نمی آورد که پاسخ "نوید نو" به نقد ایشان در سایت"توده ای ها" و توسط رفیق عاصمی با این مقدمه منتشر شده است: "... رفیق نگارنده با بیانی مستدل، دوستانه و مودبانه شیوه درست برخورد با انتقادهای دلسوزانه را نیز به ما نشان می دهد." آیا امید این یادداشت را دیده است و سعی می کند تا نگاه و قضاوت خود در مورد پاسخ "نوید نو" به نقد خود را به گونه ای همراستا با نظر "رفیق عاصمی" نشان دهد؟ آیا این نشانی از تناقض گویی "امید" نیست؟

2-   ایشان معلوم نیست چه تصوری از جایگاه خود در جنبش چپ و توده ای دارند که انتظار دارند " پاسخ پرسش های خود را از تشکیلات و انتشارات رسمی حزب" دریافت کنند و به نوعی تلویحی ناخشنودی خود را از  پاسخ" غیر مستقیم از رفقای نویدِنو "مورد اشاره قرار می دهند.

 حقیقت آن است که حزب توده ایران نیز مانند همه جریانات سیاسی به تناسب اهمیتی که برای یک رویداد سیاسی و موضع گیری قائل است، وقت و انرژی خود را به آن تخصیص می دهد. از این منظر ایشان با یک عنوان خلق الساعه به نام "امید" و بدون وجود هر گونه شناختی از پیشینه و هویت سیاسی شان برای"نوید نو" که نیازی به توضیح در مورد  هویت و پیشینه سیاسی و چارچوب تئوریک آن برای جنبش چپ ایران نیست، قدری خوش شانس نیز بوده اند که "نوید نو" به نوشته ایشان توجه نموده و وقت و انرژی برای پاسخ  به آن تخصیص داده است. 

3-   "امید" در نقد خود بر"سند فرازهایی از 76 سال ..."  نوشته است : اما اینکه رهبریِ جدیدِ حزب پس از یورش ها و سپس طوفانِ ویرانگرِ فروپاشیِ شوروی در حد ممکن و یا مطلوب توانسته باشد همه اختلافات درون حزبی را با کمترین ریزش ها و گسست ها مدیریت کرده و اکثریتِ توده های حزبیِ پراکنده را به نحوی مطلوب سازماندهی و گردآوری کند و اکنون نیز بتواند حزب توده ایران را درصف "سازمان یافته ترین و فعال ترین نیروهای سیاسی مطرح کشور" معرفی کند، نیاز به ارزیابیِ جداگانه، بحث و تامل فراوان دارد...

 و در ادامه در راستای همین "بحث و تامل فراوان" تاکید نموده است : ... لذا رهبری فعلی حزب، بیش و پیش از طرحِ شعار و پاگیریِ"جبهه واحدِ ضدّ دیکتاتوری" و در قدم اول، باید بتواند و یا توانسته باشد با بهره گیری از تمام ظرفیت ها و توانمندیهایِ گردان های توده ای پراکنده موجود در داخل و خارج کشور، و از جمله رفقای توده ای که حول سایتها و نشریات توده ای وزین نظیر مهر ، راه توده و توده ایها و غیره... گرد آمده اند؛ بی وقفه در مسیرِ دست یابی به وحدت و انسجامِ تشکیلاتیِ ضرور و حیاتیِ همه توده ایها بکوشد و با هیچ بهانه ای، هیچ توده ای معتقد یا منتقدی را از این دایره به خارج نراند...

برای هر کسی که با مفاهیم واژگانی و دستور زبان و ادبیات فارسی آشنایی کافی داشته باشد، معنای این عبارات وقتی در کنار هم قرار می گیرند، به سادگی روشن است و دقیقاً همان مفهومی را تداعی می کند که "نوید نو" آن را برداشت کرده است.

مسئله آن است که "نوید نو" مانند "امید" تصور نمی کند که "نامه مردم" هم چیزی مانند "سایتها و نشریات پراکنده" دیگر است بلکه آن را ارگان رسمی حزب توده ایران می داند، یعنی نشریه رسمی همان حزبی که "امید" مایل بود تا  واکنش به نقد خود را "از تشکیلات و انتشارات رسمی حزب" دریافت کند. اگر منظور ایشان از انتشارات رسمی حزب "نامه مردم" را شامل نمی گردد، پس کدام نشریات را مد نظر دارند؟ آیا درک تناقض گویی در سخن "امید" امر دشواری است آنگاه که از یک سو "نامه مردم"  به عنوان "انتشارات رسمی حزب" را مد نظر دارند و از سوی دیگر آن را در زمره "سایتها و نشریات پراکنده"  مرتبط با "گردان های" توده ای معرفی می کند؟

 مسئله آن است که رفقای "نوید نو" مانند "امید" تبلیغات وزارت اطلاعات مبنی بر نابودی تشکیلات حزب توده ایران را باور نداشته و بقای آن را تنها در تعدادی سایت و نشریه .... نمی بینند.

4-   "امید" نوشته است " تا کنون هیچ مرجع صلاحیت دار حزبی نسبت به آسیب شناسی دوره عملکرد  61-57 رهبری و مجموعه حزب اقدام ننموده..."

 باید پرسید "مرجع صلاحیت دار حزبی" از نظر شما کدام مرجع است؟ مگر نه این است که در صفحه 14 همین "سند فرازهایی از 76 سال ...." تحت عنوان برنامه مردمی حزب توده ایران در انقلاب بهمن 1357 و ارزیابی خطا از ماهیت حاکمیت "اسلام سیاسی" برآمده از انقلاب آمده است : اما باید پذیرفت که در امواج پر تلاطم رویدادهای سال های نخست پس از پیروزی انقلاب ، تطبیق دادن ارزیابی علمی حزب توده ایران در مورد مرحله ملی-دموکراتیک و برنامه های اقتصادی و اجتماعی بسیار مترقی آن با برخی از شعارهای سیاسی حزب، در عمل، بسیار چالش برانگیز بود و به اشتباه های تاکتیکی ای مهم منجر شد. ارزیابی رهبری حزب توده ایران از نوع جهان بینی ، ظرفیت و نیروی ترقی خواهانه بالقوه "روحانیت انقلابی " و جریان های اسلامی به رهبری آیت اله خمینی به منظور برپایی اتحادهایی ملی در راستای گذار به مرحله ملی-دموکراتیک خطا بود. این ارزیابی خوش بینانه حزب توده ایران از توان و ظرفیت انقلابی و مردم گرایی مجموعه لایه های روحانیت یا "اسلام سیاسی" با درکی درست از کم و کیف حرکت مترقیانه و نیروهای شرکت کننده در تغییرهای بنیادی جامعه به لحاظ ماتریالیسم تاریخی همخوان نبود....مقابله قشر روحانیت به رهبری آیت اله خمینی با کشورهای غربی صرفاً به دلیل تاثیر "ارثیه مارکسیست ها" نبوده است، بلکه تا حد زیادی مبنای آن ذهنیت ارتجاعی ای محافظه کارانه بوده است که مدرنیته و بویژه جنبه های مترقی تمدن غرب را مردود می داند و تا امروز نیز متظاهرانه تابلو "مبارزه با استکبار جهانی" را به دست دارد. می توان درک کرد که این امر به مبارزه "ضد امپریالیستی" - آن گونه که کوشندگان راه مارکسیسم و نیروهای "چپ" آن را می بینند و درک می کنند- ربطی نداشته است.

 در همین ارتباط معرفی این قشر روحانیت به عنوان "دموکراتهای انقلابی" و مدافع و پشتیبان تحولات مترقی خطایی پایه ای بود که منشاء موضع گیری های سیاسی سوال برانگیز بعدی و در پیش گرفتن برخی سیاست های کلیدی ای نادرست از سوی رهبری حزب توده ایران شد.

آری این نقل قول ها بخشی از مطالبی است که در "سند فرازهایی از 76 سال ...." در نقد مواضع حزب توده ایران در سال های ابتدایی انقلاب آمده است. چگونه است که "امید" به خود اجازه می دهد که مدعی شود : تا کنون هیچ مرجع صلاحیت دار حزبی نسبت به آسیب شناسی دوره عملکرد  61-57 رهبری و مجموعه حزب اقدام ننموده...

بگذاریم به قول "امید" خوانندگان "آگاه و فهیم" با" رعایت انصاف... راه از بیراه و سَرَه از نا سَرَه " تشخیص دهند.

5-   برخی از پاسخ های "امید"به نوعی تداعی کنندۀ مفهوم "عذر بدتر از گناه" در فرهنگ ایرانی است. چرا که از یک سو مجموعه ای از واژه های غیر محترمانه و غیر رفیقانه را مورد استفاده قرار داده است که در نوشته قبلی او مشاهده نمی شدند و از سوی دیگر در تلاشی بیهوده و نوعی فرار به جلو سعی می کند تا به شیوه ای سفسطه آمیز برخی ادعاهای خود را توجیه کند .

 "امید"  تصور می کند نوشته او بر خلاف پاسخ رفقای "نوید نو"  داری "روح وحدت طلبانه"و فاقد "جبهه گیری کلامیِ" است و لابد خود را  مبری از" رفتاری نکوهیده و غیرانسانی و غیراخلاقی" و صادق می پندارد.  واقعاً "امید" صفت "مطول" را در ارتباط با عنوان "سند فرازهایی از 76 سال..." به چه مفهومی و با چه هدفی مورد استفاده قرار داده است؟ نگاهی به فرهنگ لغت های مختلف نشان می دهد در برابر  این واژه  چه مترادف هایی وجود دارد: طول داده شده، دراز، طولانی، دیرکننده در ادای دِین ، خسته کننده ، کسالت آور...
 وقتی صفتی برای توصیف چیزی مورد استفاده قرار می گیرد، منطقاً هدف آن تاکید بر ویژگی معینی از موصوف است. ویژگی ای که استفاده کننده از صفت قصد جلب توجه به آن را دارد. او با استفاده از صفت  "مطول" برای عنوان سند قصد دارد به کدام مفهوم اشاره کند؟ آیا قصد او نوعی ابراز  ناخشنودی از  این عنوان طولانی سند و طرح نوعی اشکال بر این عنوان نبوده است؟ آنچه از فضای کلی نقد او استنباط می شود، این است که او این صفت را برای طرح نوعی ایراد بر این عنوان به کار  می برد.  اما از آنجا که با پاسخ کافی و روشن مواجه می شود ، تصمیم گرفته است بگوید که منظورش "ارزیابی خوب یا بد" از عنوان مورد بحث با استفاده از این صفت نبوده و لابد فقط برای "مطول" تر نمودن نوشته خود از آن استفاده کرده است! تا آنجا که ما با استفاده از صفت در ادبیات فارسی آشنا هستیم، نمی توان پذیرفت که نویسنده فقط خواسته است بگوید که عنوان این سند طولانی بوده و اینکه به هیچ وجه برای نویسنده مهم نبوده است که استفاده از این صفت چه تاثیر مثبت یا منفی بر خواننده می گذارد!

6-   مشاهده می شود که "نوید نو" نه در پاسخ قبلی و نه در این پاسخ به او به هیچ وجه از واژه ها و عباراتی چون " رفتاری نکوهیده و غیرانسانی و غیراخلاقی " ، "ذهن بسته و متعصب" و... که از سوی او مورد استفاده قرار گرفته و آن را به "نوید نو" منتسب نموده، استفاده نکرده است. ما از واژه رفورمیسم برای تبیین جهت گیری سیاسی و نظری او استفاده کرده ایم که دقیقاً دارای معنی روشن و شناخته شده در ادبیات سیاسی بوده و به هیچ وجه حامل بار اهانت شخصیتی و ... نیست. نظر رفیق فرهاد عاصمی نیز مبنی بر به کار گیری" بیانی مستدل، دوستانه و مودبانه و..."  در نگارش پاسخ "نوید نو" به "امید"، نه بر اساس نزدیکی فکری ایشان به "نوید نو" بلکه دقیقاً به همین دلیل و تنها بر مبنای ندای وجدان کمونیستی ایشان و آنچه "امید" از آن به "اخلاقی و انسانی" تعبیر نموده است ، بوده است.

7-   "امید" بیهوده تلاش می کند تا با قرار دادن اسم خاوری و خدایی در کنار یکدیگر اینگونه وانمود کند که از دو رفیق حزبی همفکر و همرزم سخن می گوید که اهداف مشابهی را دنبال می کنند و گویا تنها اختلاف نظرات و سوء تفاهم هایی در برخی موارد با یکدیگر دارند که می تواند از طریق این گونه گفتگوهای سیاسی و نظری حل و فصل شود و...

آنها که با تاریخ اندیشه چپ آشنایی کافی دارند، خوب می دانند که همانگونه که در نقد پیشین بر نوشته ایشان مطرح شد، اختلاف نظرها، جناح بندی ها و انشعابات در جنبش کمونیستی اساساً بازتاب یک مادیت اجتماعی و مبارزه طبقاتی در جنبش چپ بوده و نیازمند تحلیلی مادی و دیالکتیکی هستند و نمی توان با منطق حاکم بر بنگاه های معاملات ملکی و گرفتن حد وسط معامله را جوش داد و...
جهت گیری های اجتماعی و  طبقاتی متفاوتی منجر به هدف گذاری ها ، استراتژی ها و تاکتیک های متفاوتی می گردند که در روند مبارزه سیاسی گاه به رویارویی و جهت گیری متضاد نیز بسط می یابند. تلاش بیهوده ای است اگر کسی بخواهد به نوعی دنبال القاء این ذهنیت باشد که گویا می شود این مسائل را با شیوه هایی چون کدخدامنشی (که "امید" سعی می کند این نقش را بازی کند)  حل و فصل کرد. این جهت گیری اگر عامدانه در مسیر تحلیل بردن نیروی جنبش چپ نباشد، باید آن را ناشی از کم اطلاعی جدی از تاریخ جنبش چپ دانست. 

8-   "نوید نو" تفکر "امید" را معرف نوعی رفورمیسم شناخته شده می داند و در نقد خود استدلال کافی را برای نشان دادن آن ارائه کرده و نیازی به تکرار آن نمی بیند. این اصطلاح دارای جهت گیری و مفهوم طبقاتی است و دقیقا به حوزه ای مرتبط است که "امید" هم در نقد قبلی خود و هم در این پاسخ  تعمداً از پرداختن به آن اجتناب کرده است و آن مسئله نئولیبرالیسم و دولتِ با جهت گیری اقتصادی و اجتماعی نئولیبرالی حاکم بر کشور است . "نوید نو" وحدت حزب توده ایران با "چنین تفکری" را به مفهوم فاصله گرفتن حزب از طبقه کارگر و توده های کار و زحمت و فاصله گرفتن از رسالت اجتماعی و طبقاتی حزب و نوعی "خودکشی" تلقی می کند و باور دارد "امید" به جای پرداختن به نقدِ مطرح شده در این زمینه ، سعی کرده است با نوعی مزه پراکنی باصطلاح "شلی را به غمزه" نمایش دهد. با این وجود "نوید نو" خوشحال است که توانسته است موجبات"خنده و رفع آثار خستگی" او را در روزهای پایانی سال فراهم آورد!

9-   علی رغم تصویری که "امید"سعی دارد به عنوان یک انسان منطقی، مودب، اخلاقی و... از خود ارائه دهد، چارچوب های نظری، ادعاها و رویکردهای او در این نوشته ها نه تنها فکت های  روشنی را در این زمینه ارائه نمی کند، بلکه در برخی موارد پایبندی ایشان به ارزش ها و ویژگی هایی که مدعی آن هستند، را با تردیدهای جدی نیز مواجه می کند.

با توجه به طولانی شدن این نوشته ، پاسخ به سایر موارد مطرح شده در دیدگاه های ایشان را در صورت ضرورت  به مجالی دیگر وا گذار می کنیم.

 

 

28 اسفند 96

 

Comments System WIDGET PACK

Share

بازگشت به صفحه نخست

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

نامه ها ومقالات خودرا به نشانی webmaster@rahman-hatefi.net  بقرستید

انتشار اخبار، مقالات و بیانیه ها در این صفحه الزاماً به معنای تایید آن‌ها نیست
 
    اشتراك در نویدنو

  

نشانی پست الکترونیک: